آوای خدا
شروعی دوباره
تاريخ : شنبه 16 اسفند 1393 | نویسنده : سمیرا
بازدید : مرتبه




موضوع :
تاريخ : پنجشنبه 26 فروردين 1395 | نویسنده : سمیرا
بازدید : 20 مرتبه

مدت زیادی است ننوشتم

نزدیک یکسالی می شه و تو مسلما بزرگتر شدی. البته بزرگتر از اون چیزی که من از یک دختر 4 ساله انتظار دارم. و این تقریبا نظر همه اونهایی است که شما رو از نزدیک می شناسن. در واقع یه جورایی به 7 -8 ساله ها شبیه شدی. البته خوب نیست حس می کنم باید بیشتر بچگی کنی. داری زود بزرگ می شی. در حرف زدن پیشرفتت خیلی زیاده که البته اونهم به علت حجم وسیع کتابهایی است که برای شما خوانده می شه و هنوزم بهترین تفریحت کتابه. گاها شما ما رو خواب می کنی و 5-6 جلد کتاب می یاری و با ورق زددن و چسباندن آنچه ار تصاویر به ذهنت می رسه با داستانهایی که شنیدی برامون قصه می گی و البته در بیشتر مواقع هم پدر در حین قصه گفتن های شما خوابش می بره.

کاملا دختر شدی این جمله ای است که هر روز تقریبا ورد زبان ما شده چون تقریبا برای پوشیدن شلوار همکاری نمی کنی و با جمله اینکه من دخترم و دخترها دامن می پوشن ما رو قانع می کنی البته در 80 درصد موارد. 

هر روز در خانه ما یک لباس عروس پوشیده می شه. لباس عروس هم شامل پیراهنی است که نیاز به بلوز زیر ندارد و یکسره است. تور همراهش پوشیده می شه و البته کفش ست هم باید داشته باشه. به همین مناسبت شما دو سه دست لباس عروس دارید که تقریبا هر دو سه هفته یکبار یکی پوشیده می شه.

سیاه رنگی است که اصلا دوست نداری و همچنان بدگو است.

غذا خوردن هم که ماشاله فوق العاده است و شما در این مور هم مثل بقیه امورات کاملا مستقل تشریف دارید مگر حوصله نداشته باشی که خودت می گی بهم غذا بدین.

متاسفانه علیرغم همه تلاش های ما شما همچنان از خوابیدن در تخت خودت به تنهایی امتناع می کنی. و ترجیح می دی یک نفر همراه شما در اتاقتون باشه. نمی دونم تا کی این مسئله ادامه داره. البته بگم بابت موندن در اتاقت چنان مورد تشویق و مهر و محبت شما قرار می گیریم که کلا گاهی یادمون می ره باید تنها بخوابی.

کلاس زبان و موسیقی همچنان به راهه . البته موسیقی دیگه مثل قبل ها خوب پیش نمی ره یا حداقل نظر من اینه. کار بسیار زیاد من مانع می شه بیشتر از اونچه باید همراه شما باشم. فقط کتاب خوانی های هر شب هنوز سرجاشه و گاها به 20 کتاب هم می رسه.

تو این یک سال سفر زیاد رفتیم البته باز نظر منه چون کلا ما زیاد اهل سفر نیستیم. ولی امسال تصمیمات مهم تری داریم برای سفر 

اتفاقهای خوب و بد زیادی افتاده و گاهی فکر میکنم خودمم خیلی فرق کردم. خودمم بزرگ شدم. 

امسال عید ساکت و آرومی داشتیم خیلی خوب و آروم. البته تصمیم های زیادی هم با پدر گرفتیم برای سال بعد که قطعا عملی می شه.

امسال به طور جدی تری روی مهد فکر می کنیم البته هنوز تصمیم قطعی نگرفتیم. شما مهد نزدیک خونه رو دوست نداری و مهد دیگه هم از ما دوره. انشالا زودتر به نتیجه برسیم. فعلا که با خودمون خوش می گذرونی. البته زیاد راضی نیستی. نظر چندین مشاور را جویا شدم که با مهد مخالف بودن به هزار و یک دلیل. البته مشاور خودت موافقه .

عکسها و بیشتر خاطراتت روی اینستاگرام دنبال می شه. اینجا رو می زارم برای دردل های مادرانه و زمان هایی که نمی شه اونجا خوب توضیح داد.

 




موضوع :
تاريخ : چهارشنبه 24 تير 1394 | نویسنده : سمیرا
بازدید : 265 مرتبه


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید






موضوع : روزشمار زندگی
تاريخ : شنبه 5 ارديبهشت 1394 | نویسنده : سمیرا
بازدید : 273 مرتبه


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید






موضوع : روز نوشت ها
تاريخ : جمعه 21 فروردين 1394 | نویسنده : سمیرا
بازدید : 309 مرتبه

روز مادر

پدر حسابی دلش هوای مادرشو کرده

این متنو برام گذاشت. سال پیش مامان جون بود . فکر نمی کردیم به این زودی بره. دلش تنگه می دونم. چون گاهی می گه دلم برای حرف زدن هاش ، تلفن های روزانه اش . برای بودنش و .... تنگه

روزی نیست نگه خدا مادر رو رحمت کنه. تازه داره کنار می یاد ولی هر روز دلتنگ تر می شه

دلنوشته اي از امير عليپور:
سلام
سخنی با شما دوست عزیز:

دیروز به مادرم زنگ زدم
بعد از مرگش تلفن ثابت خانه اش را جمع نکردیم
نمی خواهم ارتباطمان قطع شود
هر وقت دلم هوایش را میکند بهش زنگ میزنم
تلفنش بوق میزند
بوق میزند
بوق میزند
وقتی جواب نمیدهد با خودم فکر میکنم یا برای خرید رفته بیرون یا خانه همسایه است
الان یک سال میشود هر وقت دلم هوایش را میکند دوباره زنگ میزنم
شماره بیرون را هم ندارم زنگ بزنم بگویم " به مادرم بگید بیاد خونه اش دلم براش تنگ شده "
دوست من اگر مادر تو هنوز خانه است و نرفته بیرون
امروز بهش زنگ بزن
برو پیشش
باهاش حرف بزن
یک عالمه بوسش کن
صورتتو بچسبون به صورتش
محکم بغلش کن
بگو که دوستش داری
و گرنه وقتی بره بیرون خیلی باید دنبالش بگردی
باور کنید بیرون شماره ندارد.

 

صفحه اول تلفن همراه پدر سه تا عکسه که یکیش مامان جونه.

قدر بدانیم. گاهی ثانیه بعد هم برای گفتن دوستت دارم دیر است .....




موضوع :
تاريخ : شنبه 15 فروردين 1394 | نویسنده : سمیرا
بازدید : 248 مرتبه


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید






موضوع : روز نوشت ها
تاريخ : دوشنبه 3 فروردين 1394 | نویسنده : سمیرا
بازدید : 298 مرتبه


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید






موضوع : مناسبت ها
تاريخ : دوشنبه 11 اسفند 1393 | نویسنده : سمیرا
بازدید : 497 مرتبه


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید





ادامه مطلب...

موضوع : روز نوشت ها
تاريخ : شنبه 4 بهمن 1393 | نویسنده : سمیرا
بازدید : 277 مرتبه

خودت باش عشقم. هر جور هستی خودتو دوست داشته باش و بدون همیشه بهترین هستی و بهترین خواهی ماند.

می دونی هیچکس حوصله غصه های تو رو نداره. حتی مادرت . یعنی می خوام بگم یادت باشه همیشه به فکر خودت باشی. گرچه همیشه می گیم هستیم اما جاهایی هم هست که خودمونم کم می یاریم. پس اینو بدون هیچکس به اندازه خودت به فکرت نیست. هیچوقت منتظر نمون کسی کاری برات انجام بده. گرچه من و پدرهمه تلاشمونو می کنیم برات بهترین ها باشه ولی خودت همیشه پیش قدم باش.

دوست دارم بهت یاد بدم چطوری خودت از پس همه چیز بر بیای. کار سختیه. بتونی تو مشکلات. تو غصه ها . تو ناراحتی هایی که خیلی هاش رو بعضا دیگران برات ایجاد می کنن مقاوم باشی.

گاهی بی اونکه بدونی غرق می شی تو گرفتاری های زندگیت. می خوام بهت یاد بدم گاهی بیای بیرون و به زندگیت خوب نگاه کنی و یه فنجون چای داغ بخوری و ببینی چطوری می تونی این پازل ناتموم رو تموم کنی. چطوری می تونی مهره های شطرنج زندگیت رو قشنگتر بچینی. چطوری می تونی دکور قشنگتری داشته باشی. گاهی جای آدم ها. حرف ها و خیلی چیزها تو زندگیمون درست نیست که باید روش خوب فکر کنیم. گاهی نمی بینیم برخی چیزها چطور می تونه بهمون صدمه بزنه اما وقتی یاد بگیریم بیاییم بیرون گود اونوقته که می تونیم بهترین تصمیم رو بگیریم و یادت باشه تو بهترین تصمیم گیرنده برای ادامه زندگیت هستی. و همیشه اینو یادت باشه با آدم هایی دمخور شو که باعث پیشرفتت هستند. تو مکان هایی زندگی کن و برو که دوستشون داری. تو هوایی نفس بکش که بهت انرژی مثبت می ده. یاد بگیر با خودت صادق باشی. زیاد. گاهی فکر می کنی خیلی خوبی. معیارهاتو بنویس از خوب بودن. و هر کدومو داری جلوش یک تیک بزرگ بزن و بچسبون دیوار اتاقت. هر کدومم نداری سعی کن بهش برسی.

یادت باشی. خوبی های زندگیت رو همیشه برای خودت پررنگ کنی. می تونی یادداشت کنی بزنی روی دیوار اتاقت. می تونی تو یه دفتر بنویسی و هر شب قبل خواب و صبح قبل از بلند شدن از جات مرورشون کنی و روزتو با بهترین انرژی ها شروع کنی.

یادت باشه هیچ کس از تو مهمتر نیست. حتی من . حتی پدر. تو انسان آزادی هستی که حق داری بهترین و درست ترین تصمیم ها رو توی زندگیت بگیری.




موضوع : دلنوشته, مادرانه
تاريخ : جمعه 3 بهمن 1393 | نویسنده : سمیرا
بازدید : 397 مرتبه

هنرنمایی با رنگ انگشتی

مامان من جست می گیرم تو عکس بگیر



ادامه مطلب...

موضوع : عکس
تاريخ : دوشنبه 22 دی 1393 | نویسنده : سمیرا
بازدید : 273 مرتبه


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید






موضوع : روز نوشت ها
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 9 صفحه بعد
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
پيوند هاي روزانه
آمار سايت
افراد آنلاین : 1 نفر
بازديدهاي امروز : 19 نفر
بازديدهاي ديروز : 161 نفر
بازدید هفته قبل : 19 نفر
كل بازديدها : 76540 نفر